احمد بن محمد ميبدى

276

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

خويش و بىنيازى از خلق و راندن حكم قهر بر آنان ، و مىگويد : اين مشركان مكّه خود در ننگرند و عبرت درنگيرند به حال آن جبّاران و گردن‌كشان كه به روزگار خويش در دنيا از ايشان برتر بودند و بطش ايشان سخت‌تر و بجاى خويش متمكّن‌تر بودند ، ما همهء آنها را هلاك كرديم و از خان‌ومان وطن دور انداختيم ! آنها خانه‌هاى پرنقش‌ونگار را بگذاشتند و بساطهاى تكبّر و تجبّر در نوشتند ، خستهء دهر گشته و در گرداب حسرت مانده ، جهان از خاك ايشان پر گشته و نام و نشانشان از جهان بيفتاده ، زير هر قدمى از آن خويش اگر بازجوئى و نيك بنگرى ، بسى كلاه ملوك بيابى ! و در هر ذرّه‌اى از اين خاك كه بجوئى ، هزاران ديدهء مدعيان بينى كه ندا مىدهند : عبرت گيريد ! در جهان شاهان بسى بودند كز گردون ملك * تيرشان پروين گسل بود و سنانشان خون نگار بنگريد اكنون بنات‌النعش‌وار از دست مرگ * نيزه‌هاشان شاخ شاخ و تيرهاشان تارتار سر به خاك آورد امروز آنكه افسر بود دى * تن به دوزخ برد امسال آنكه گردن بود پار 7 - وَ لَوْ نَزَّلْنا عَلَيْكَ كِتاباً فِي قِرْطاسٍ . آيه . سياق هر سه آيه اخبار از كمال قدرت خداوند بر هرچه خواهد چنان كه خواهد بىحاجت به مشاورت و بىمزاحمت ، چنان كه قومى را به ضلالت محكوم كرد و درب رشد و هدايت بر آنها بست ، اگر صد هزار دليل پيش ايشان نهد و چراغ شريعت به زبان رسالت در راه ايشان برافروزد ، نه آن دليل بينند و نه به آن راه روند ، كه نه ديدهء عبرت دارند و نه دل فكرت ، از آنكه در ازل حكم چنان كرده و قسمت ( برحسب استعداد و استحقاق ) چنان رفته است ! پير طريقت گفته : آه از روز اول ، اگر آن روز عنايت باشد طاعت سبب مثوبت است و معصيت باعث مغفرت ، و اگر آن روز عنايت نباشد طاعت سبب ندامت و معصيت باعث شقاوت است ، شكر كه شيرين آمد نه به خويشتن آمد ، و حنظل كه تلخ آمد نه به خود آمد ، كار نه به آنست كه از يك كسى كسل‌ايد و از كس ديگر عمل ، كار آن دارد كه در ازل شايستهء كار آيد . خدايا اگر در كمين راز تو بما عنايت نيست ، سرانجام قصّهء ما جز حسرت و ندامت نه ! 12 - قُلْ لِمَنْ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ . آيه . اى محمّد ، از ايشان بپرس آيا در خانه جز او ديارى هست ؟ اگر از جواب عاجز ماندند بگو : خدا و بس ديگر همه هوس ، خدايا نه از كس به تو و نه از تو به كس ، همه از تو به تو ، همه توئى و بس ، سبحان اللّه ، جهانى پر از چيز و پر از كس ، همه به يك‌بار براندازد در يك نفس ! مرا صد ديده در نظارهء اين كار نه بس ! . . . كَتَبَ عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ . آيه . خداوند بخشندهء مهربان پيش از آنكه به آفرينش موجودات و ايجاد كائنات بپردازد در ضرّاب خانهء غيب سكّهء رحمت بر نقد احوال بندگان زد و فرمود : رحمت من پيش از غضب من است ، از همين رو فرداى قيامت مصطفى ندا مىكند : پادشاها ، مشتى گناهكارانند ، دستور باش تا خلعت رحمت تو بر ايشان پوشانم كه تو خود گفته‌اى : مرا براى جهانيان رحمت فرستاده‌اى ، خداوندا ، روز بازار اين گدايان است ، ما چون آنان را به كمند دعوت مىگرفتيم ، بسيارى وعده‌هاشان داده‌ايم ، خداوندا ، محمّد را در روى اين جمع شرمسار مكن و وعده‌اى كه از كرم تو به ايشان داده‌ام وفا كن كه خود گفته‌اى : از رحمت من نااميد نشويد . از درگاه جلال ، نداى كرم به صفت رحمت آيد كه اى محمّد ، كار امّت تو از سه حال بيرون نيست يا مؤمنانند يا عاصيانند يا عارفانند ، آنكه مؤمنانند در آرزوى بهشت اينك بهشت ما ! آنكه عاصيانند در اميد رحمت ما اينك مغفرت ما ، و آنكه عارفانند در آرزوى ديدار ، اينك ديدار ما !